قیام سرور زنان عالم، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) علیه جریان نفاق و ضد ولایت
قسمت ششم
چون فاطمه(سلام الله علیها) بیمار شدند و به آن بیماری رحلت کردند، به هنگام شدت یافتن بیماری گروهی از زنان مهاجر و انصار به عیادتشان جمع شدند و بر آن حضرت سلام دادند و گفتند: ای دختر رسول خدا! وضع بیماری ات چگونه است و با آن چه می کنی؟ درد واقعی حضرت زهرا(سلام الله علیها) نه درد تازیانه بلکه جهل و نمک نشناسی مردم زمان خویش در بهره بری از ولایت بود.
آن بانو پس از ستایش خداوند و درود بر پدرش فرمود: حالم به گونه ای است که از دنیای شما بسی بیزار و مردانتان را دشمن می دارم! حال و قالشان را آزمودم و از آنچه کردند، بسی ناخشنودم و آنان را به کناری نهادم.
نفرین ابد بر این مکاران، دور باشند از رحمت حق این ستمکاران، وای بر آنان! از چه رو تمرکز حق را در مرکز خود سبب نگشتند؟ چه چیزی سبب گردید تا از علی (علیه السلام) عیبجویی کنند؟
عیب او گفتند؛ زیرا که شمشیرش خودی و بیگانه،
شجاع و ترسو نمی شناخت؛ دریافتند که او به مرگ توجهی ندارد. دیدند که او چگونه بر
آنها می تازد و آنان را به وادی فنا می افکند و برخی را برای عقوبت و سرمشق دیگران
باقی می گذارد.
(در هنگام فتنه) مرد پارسا، از تشنه حطام دنیا باز شناخته می شود و راستگو از دروغگو متمایز می گردد.
شگفتا چه دوستان دروغین و سرپرستان نا أهلی را انتخاب کردند و چه زشت است سرانجام ستمکاران «چه جایگزین بدی است برای ستمکاران» (کهف50) سر را گذاشته به دم چسبیدند، دنبال عامی رفتند و از عالم نپرسیدند.
نفرین بر مردمی نادان که تبهکارند و تبهکاری خود را اصلاح و نیکوکاری می پندارند؛ آگاه باشید اینها همه مفسدانند ولی نمی فهمند (بقره12) وای بر آنان! آیا آن کس که مردم را به راه راست فرامی خواند، سزاوار پیروی است یا آنکه خود راه نمی داند؟(یونس35) وای بر شما! چه بد داوری می کنید.
زنان حاضر در مجلس سخنان حضرت فاطمه(علیها السلام) را پیش مردان خود بازگو و تکرار کردند. حضرت فاطمه(علیها السلام) مسئولیت بازگویی حقایق را داشت و حجت را بر آنان تمام کرد. (احتجاج، ج1، صص286- 292)
فاطمه(سلام الله علیها) پیشتازترین و خالص ترین حمایتگر ولایت بود. او که پهلویش شکست و در خون نشست، اما لحظه ای از یاوری ولی امر خویش از پای ننشست.« فی ابنة رسول اللّه لی اسوةٌ حسنه» الغیبة، شیخ طوسی، ص 286
ولایت یک روز در قالب امام علی(علیه السلام) و روز دیگر در قالب امام حسن(علیه السلام) و... روزی در قالب نواب خاص و عام در جریان است.
روح حاکم در تمام این صورت های گوناگون، نور ولایت است که باید به تبعیت از آن بانو، مدافع آن در هر شکل و ظاهری بود.
نفس تازه
قیام سرور زنان عالم، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) علیه جریان نفاق و ضد ولایت
حیات حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بهترین الگو برای بسط دو فرهنگ تولی و تبری در عملکرد سیاسی و اجتماعی تلقی می شود، تبری و دوری جستن از دشمنان اسلام و مستکبران و تولی نسبت به ولایت و رهبری الهی( اسلام رحمانی = کلید واژه انحراف )
از جمله ویژگی های بارز در زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) حمایت ایشان از اصل ولایت و امامت است که حتی در این مسیر مقابل خطرات و هجمه های دشمنان، خود را سپر ولایت قرار دادند.
دفاع جانانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در برابر فتنه سقیفه، اعتراض به بدعت حکمیت و قیام تک نفره برای حفظ جان امیرالمومنین(علیه السلام) با باز کردن درب، ایشان را بعد از ۱۴۰۰ سال همچنان به عنوان بهترین الگو و اسوه ولایت پذیری و ولایت مداری در همه زمان ها معرفی می کند.
ولایت مداری زمان نمی شناسد؛ با وجود عزادار بودن
حضرت زهرا(سلام الله علیها) به دلیل رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)، ایشان
با استفاده از مجلس عزاداری و برپایی آن به تبیین صحیح مفهوم ولایت و اعتراض به
بدعت و بدعهدی شکل گرفته در جامعه اسلامی پرداختند.
پاره تن پیامبر(صلی الله علیه وآله) با نحوه تشییع مخفیانه خود در اعتراض به وضعیت انحرافی صورت گرفته کوتاهی نکردند و با قبر مخفی خود اشرافیت را که منشأ شکل گیری شورای سقیفه بود و کسوف نفاق سیاسی عصر که جریان خدا محور جامعه را دچار زاویه کرد، رسوا ساخت
لذا اهمیت عزاداری برای حضرت زهرای مرضیه به دلیل اهمیت شناخت صحیح جریان های مختلفی است که سعی در انصراف جامعه از جریان حق دارند.
فاطمیه دعوت به دین و آگاه شدن از حقایق آن و فراخوانی مردم به صلاح و دوری از انحرافات است؛ از این جهت عزاداری برای حضرت زهرا در واقع سیاسی ترین گریه است که مظلومیت همیشگی تشیع را فریاد می زند
در شرایط زمانی ما یکی از مهم ترین عرصه هایی که باید به فاطمه طاهره(سلام الله علیها) اقتدا نمود دفاع از حریم امامت و ولایت است.
زهرای مرضیه(سلام الله علیها) شیداترین پروانه شمع امامت، کلامش با مولای حق اینگونه بود: ای ولی امر من روحم به فدای روح تو و جانم سپر بلای تو همواره همراه تو خواهم بود، چه درخیر و نیکی به سر بری و چه در سختی و بلا گرفتار شوی. (کوکب الدری، ج ۱، ص ۱۹۶)
عشق و محبت صاحب سرّ الهی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نسبت به امامش به اندازه ای بود که در لحظات احتضار به خاطر مشکلات و سختی هایی که پس از شهادتش به امام علی(علیه السلام) خواهد رسید، گریستند.(بحارالانوار، ج ۳۴، ص ۲۱۸)
قسمت چهارم
حضرت زهرا(سلام الله علیها) شهیده راه ولایت و امامت در راه احیای پیام غدیر قدم برداشتند و تا پای جان در دفاع از ولایت و امامت ایستادگی کردند.
در آن خطبه فاطمیه در مسجد خودشان فرمودند: "اطاعت از ما باعث حفظ ملت میشود و خلافت ما باعث جلوگیری از تفرقه میشود.(1)
و در این مسیر که همان مسیر امامت و مسیر پیام غدیر بود . این تجربه تلخ تاریخ که شهادت بانوی دو عالم حضرت زهرا(سلام الله علیها) بود، غصب خلافت حضرت امیر(علیه السلام) و غصب فدک حضرت زهرا(سلام الله علیها) اینها درسهایی را در زمان حال به ما میدهد و ما باید به قول حضرت امام(رحمه الله) پشتیبان ولایت فقیه باشیم تا مملکت ما آسیب نبیند.(2)
ولایت فقیه همان استمرار ولایت ائمه است. ولایت فقیه استمرار رسالت انبیاء است.(3)
و امروز آن چیزی که میتواند کشور ما و نظام ما را حفظ کند ولایت فقیه است و این درسی است که ما از حضرت زهرا(سلام الله علیها) میآموزیم.
حضرت زهرا(سلام الله علیها) پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) از ولایت برای رضای خدا دفاع کرد و این الگوی مناسبی برای جامعه امروز است(4)
با توجه به آیات قرآن کریم باید از نیکان الگو بگیریم و با سیره آنها ارتباط برقرار کنیم.(5)
الگوی زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) کهنه
شدنی نیست. سخنان مغرضانه کسانی که میگویند چرا زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها)
را پس از 1400 سال باید الگو قرار دهیم و باید به دنبال الگوهای جدیدی باشیم آن
است که صفات اخلاقی هیچ گاه به مرور زمان کهنه نمیشوند و همان گونه که 14 قرن پیش
صداقت، امانت و عدالت نیک بوده است، امروز نیز آنها همین جایگاه را دارند.
عبادت، صداقت، همسر داری، فرزند داری، ادب و دفاع از ولایت حضرت زهرا(سلام الله علیها) هیچ زمانی کهنه نمیشود.
1-«و طاعتنا نظاماً للملة و امامتنا اماناً للفُرقة» السقیفة و فدک، ص 139/ الاحتجاج، ج 1، ص 99.
2-«امر دولت اسلامی، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد» صحیفه امام، جلد10، ص58
3-«قضیه ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک وتعالی درست کرده است. همان ولایت رسول الله است و اینها از ولایت رسول الله هم می ترسند». صحفیه نور،ج10، ص 27
4-« فی ابنة رسول اللّه لی اسوةٌ حسنه» الغیبة، شیخ طوسی، ص 286،
5-«وضَرَبَ
اللّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ ءامَنوا امرَاَتَ فِرعَونَ...»
تحریم/11
قسمت سوم
بعد از نقشه هایی که در سقیفه کشیده شد و جو خفقانی که در پی آن از سوی طراحان و عمال غاصب انجام گرفت؛ در این میان هیچ کس جرأت مبارزه با جریان کفر و باطل و به حمایت از ولایت علوی را نداشت؛ تنها چهار تن ازچهل نفر مهاجر و انصار که به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) قول مساعدت داده بودند به یاری آمدند اما حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به سبب جایگاه اجتماعی و محبوبیتی که در نزد توده های مردم داشت، ناچار می شود تا شیوه های دیگر مبارزاتی را در پیش گیرند که از آن جمله مبارزه منفی و فعال با بهره گیری از ضجه و ناله است.
تضرع و انابه ای که ایشان در گوشه گوشه شهر مدینه و حتی قبرستان شهدای جنگ احد راه می اندازند و شکایت خویش را به خدا و پیامبرش می برند و در قبرستان بقیع بر سر مزار شهدا می نشینند و حق خود و علی(علیه السلام) را می طلبند، موجب می شود که طراحان فتنه با مشکل عدم مشروعیت و مقبولیت سیاسی مواجه شوند.
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) با اشکال و شیوه های گوناگون از قبیل عزاداری و گریه بر سر خاک شهیدان [بیت الاحزان]، سخنرانی های آتشین در مسجد و بقیع و خانه های انصار و مهاجر،غاصبین را رسوا ساخته بود که هر آن ممکن بود قیامی عظیم رخ دهد.
پس دشمنان به خانه اش رفتند و در خانه اش را سوزانده و تن ایشان را کوفتند و در بر شکم کوبیدند تا محسن را سقط کرد و آسیب جدی بر او وارد شد و با این حادثه به شهادت رسید.( 1)
آن حضرت(سلام الله علیها) با وصیت خود کاری کردند تا جریان کفر و نفاق تا قیامت رسوا شود؛ زیرا اجازه ندادند کسی بر ایشان نماز گزارد و وصیت نمودند ایشان را شبانه دفن کنند تا قبرش هرگز مشخص و معلوم نشود و مردم از خود بپرسند که چه شده قبر پاره تن پیامبر(صلی الله علیه و آله) مخفی مانده است و کسی از آن آگاهی ندارد؟
بی گمان شهادت و نهان شدن قبر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در هجده سالگی، بزرگ ترین عامل رسوایی دشمنان و جریان کفر و نفاق است که نتوانست هرگز حقانیت خود را اثبات کند و خود را به عنوان جریان اصیل اسلام به جهانیان معرفی نماید.(2)
ادامه دارد...
نفس تازه
1- این که عمر بن الخطاب به حضرت زهرا سلام الله علیها جسارت کرده است ، از قطعیات تاریخ است . روایاتى که در رابطه با هجوم به خانه حضرت صدیقه طاهره در کتب اهل سنت آمده به چند دسته مى شود تقسیم کرد:
1. تهدید به سوزاندن خانه:
ذکرالطبرى: باسناده عن زیاد بن کلیب قال: أتى عمر بن الخطاب منزل علىّ وفیه طلحة والزبیر ورجال من المهاجرین فقال: واللّه لأحرقنّ علیکم أو لتخرجنّ إلى البیعة»، فخرج علیه الزبیر مصلتاً بالسیف فعثر فسقط السیف من بده فوثبوا علیه فأخذوه. تاریخ الطبرى: 2/443.
وابن أبی الحدید: عن سلمة بن عبد الرحمان قال: فجاءعمر الیهم فقال: «والذى نفسى بیده لتخرجنّ إلى البیعة أو لأحرقنّ البیت علیکم . شرح نهج البلاغه: 1/1642/45
2. آوردن وسائل آتش سوزى و بى توجهى خلیفه دوم بر اعتراض مردم:
وابن قتیبة: قال: ... وقال عمر: والذى نفس عمر بیده لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فیها! فقیل له: یا أباحفص إنّ فیها فاطمة!! فقال: وإن.
الامامة والسیاسة: 1/12، أعلام النساء لعمر رضا کحالة: 4/114.
3 . آوردن وسائل آتش سوزی ودرگیرى لفظى میان حضرت صدیقه و خلیفه دوم:
البلاذرى: باسناده عن سلیمان التیمى وعن ابن عون: إنّ أبابکر أرسل إلى على(علیه السلام)یرید البیعة فلم یبایع، فجاء عمر ومعه فتیلة فتلقّته فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: یابن الخطاب! أتراک محرقاً علیّ بابى؟ قال نعم: وذلک أقوى فیما جاء به أبوک. انساب الاشراف: 1/586.
أبو الفداء: قال: ... فأقبل عمر بشیء من نار على أن یضرم الدار، فلقیته فاطمة رضى اللّه عنها وقالت: إلى أین یابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم. تاریخ أبی الفداء: 1/164.
وابن عبد ربّه: الذین تخلّفوا عن بیعة أبی بکر: علىّ والعباس، والزبیر، وسعد بن عبادة، فأمّا على والعباس والزبیر فقعدوا فى بیت فاطمة حتّى بعث الیهم أبو بکر عمر بن الخطاب لیخرجوا من بیت فاطمة وقال له: إن أبوا فقاتلهم. فأقبل عمر بقبس من نار على أن یضرم علیهم الدار فلقیته فاطمة فقالت: یابن الخطاب! أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم. العقد الفرید:5/12، طبعة مکتبة الریاض الحدیثة.
4 . حمله خلیفه دوم به حضرت صدیقه طاهره
الشهرستانى: عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة علیها السلام یوم البیعة حتّى ألقت الجنین من بطنها وکان عمر یصیح: إحرقوا دارها بمن فیها، وماکان فى الدار غیر علىّ وفاطمة والحسن والحسین وزینب(علیهم السلام(. الملل والنحل: 1/57. طبعة بیروت، دار المعرفة.
قال المسعودى: فهجموا علیه وأحرقوا بابه، واستخرجواه منه کرهاً، وضغطوا سیّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً. اثبات الوصیة:143.
قال ابن حجر العسقلانى: إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن .لسان المیزان:1/268.
قال الصفدى: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتّى ألقت المحسن من بطنها. الوافى بالوفیات: 5/347.
روایات فراوانی از طریق اهل سنت و شیعه نقل شده است که غضب فاطمه ، غضب پیامبر و غضب پیامبر غضب خداوند است :
عن على رضى اللّه عنه قال: قال رسول اللّه صلى اللّه علیه وآله وسلم لفاطمة: «إنّ اللّه یغضب لغضبک، ویرضى لرضاک . هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه .
المستدرک: 3/153، مجمع الزوائد: 9/203، الآحاد والمثانی للضحاک: 5/363، الذریة الطاهرة النبویة للدولابی: 119، المعجم الکبیر للطبرانی: 1/108، 22/401، نظم درر السمطین للزرندی الحنفی: 178، الکامل لعبداللّه بن عدی: 2/351، تاریخ مدینة دمشق : 3/156، أسد الغابة :5/522، ذیل تاریخ بغداد: 2/140، 2/141 میزان الاعتدال :2/492، الإصابة: 8/265،266، تهذیب التهذیب: 21/392، سبل الهدى والرشاد للصالحی الشامی: 11/ 44 .
عن المِسْوَر بن مَخْرَمَة أنّ رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم قال: «فاطمة بَضْعَة منّى فمن أغضبها أغضبنی .
صحیح البخارى 4/210، (ص 710، ح 3714)، کتاب فضائل الصحابة، ب 12 ـ باب مَنَاقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم.
عن المسور بن مخرمة قال قال رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم: «إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یُؤْذِینِی مَا آذَاهَا .
صحیح مسلم 7/141 ح 6202) کتاب فضائل الصحابة رضى الله تعالى عنهم، ب 15 ـباب فَضَائِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِیِّ عَلَیْهَا الصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ .
و از قطعیات تاریخ است که حضرت زهرا سلام الله علیها تا آخر عمر از دست خلیفه و دار و دستهاش غضبناک بود و هر گز از آنها راضی نشد .
محمد بن اسماعیل بخاری مینویسد :
فغضبت فاطمة بنت رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم فهجرت ابا بکر فلم تزل مهاجرته حتى توفیت .صحیح البخارى: 4/42، ش 2862.
بنا بر نقل ابن قتیبه دینوری ، وقتی ابوبکر و عمر به ملاقات حضرت زهرا آمدند ، حضرت زهرا به آنها گفت که آن دو را تا آخر عمر پس از هر نمازش نفرین خواهد کرد .
واللّه لأدعونّ اللّه علیک فی کلّ صلاة أصلّیها .الإمامة والسیاسة، تحقیق الشیری ج 1، ص 31.
2- بسم الله الرحمن الرحیم
هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول الله
اوصت و هی تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلی الله علیه و آله) عبده و رسوله و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور یا علی! انا فاطمة بنت محمد زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة انت أولی بی من غیری حنطنی و غسلنی و کفنی باللیل و صل علی و ادفنی باللیل و لا تعلم احدا و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة . بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۱۴
قیام سرور زنان عالم، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) علیه جریان نفاق و ضد ولایت
قسمت دوم
بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و شکل گیری جریان سقیفه بنی ساعده، اوضاع اجتماعی و سیاسی به شدت در خفقان بود و هر فریاد و گفتمان مخالفی به شدت سرکوب و در نطفه خفه می گردید. «لَقَدْ خَوَّفَ عُمَرُ النَّاسَ، وَ إِنَّ فِیهِمْ لَنِفَاقًا» یقیناً عمر، مردم را ترساند و مردم منافق شده بودند.(صحیح بخاری ج3 ص 1341 ح 3467)
در این زمان حضرت فاطمه(سلام الله علیها) که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) در شأن او فرمود:«یا فاطمه، ان الله یعضب لغضبک و یرضی لرضاک» (حاکم نیشابوری، ج۳،ص۳۶۴) در هیجده سالگی علیه غاصبان و جریان ضد ولایی قیام می کند و پرچمدار مبارزه با غصب خلافت می شود.
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) خواهان بازگشت حکومت و حاکمیت اسلام در مسیر الهی آن می شود که خداوند در آیات قرآنی و پیامبر(صل الله علیه وآله) به نصوص بسیار بیان کرده بودند.(آیات ولایت: مائده: 67/ مائده: 55/ احزاب: 33/ انسان: 8/ آل عمران: 61/ و...)
براستی بر اساس حدیث« من مات و لم یعرف امام زمانه فمات میتة جاهلیة » (صحیح مسلم ج 8 ص 107) بعد از رحلت پیامبر خاتم، امام زمانِ سرور زنان اهل بهشت [«سیدة نساء اهل الجنة»(سنن ترمذی/ ج۵/ص۳۲۶ )] ؛ که بود؟
ایشان بارها به خانه های انصار و مهاجر می روند و با گرد آوردن زنان به نقد مواضع شوهران آنان می پردازند و بیعت مردم با ولایت امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در روز غدیر را گوشزد می کنند و جایگاه و خلافت آن حضرت(علیه السلام) در پیشگاه خدا و پیامبر(صل الله علیه وآله) را یادآور می شوند
از آن جایی که طراحان حذف نظام ولایی و غصب ولایت، از پیش برنامه های خود را مهندسی کرده بودند و مخالفان را شناسایی و با تطمیع ، تهدید و قتل از سر راه برداشته بودند، مدینه غرق در سکوت و خاموش از هرگونه جریان فعال ضد خلافت غصبی شده بود. «وَلَکِنَّکَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَیْنَا بِالأَمْرِ» ای ابوبکر تو در حق ما استبداد کردی (صحیح بخاری ج5 ص 82 ح 4240)
از این رو آن حضرت (سلام الله علیها) که جایگاه ویژه و ممتازی در بین امت داشتند [«سیدة نساء العالمین»/ «بضعة منّی» (صحیح بخاری/ ج۷ /ص۱۴۲) ] به دفاع از ولایت به همراه گروهی از زنان به مسجد وارد می شود و خطبه روشنگرانه و بی مانند خود را بیان می کنند و طراحان و همراهان و ساکتان را رسوا می سازند.
نکند مکر بنی ساعده تکرار شود
که علی در قفس خانه گرفتار شود
ادامه دارد...
نفس تازه
قیام سرور زنان عالم، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) علیه جریان نفاق و ضد ولایت
قسمت اول
در روز پنجشنبه، هجدهم ماه ذیحجه سال دهم هجرت، پیامبر (صلی الله علیه و آله) هنگام بازگشت از حجة الوداع مأمور شدند از طرف خداوند تا در روز غدیر، حضور بیش از صدهزار نفر، جانشینی امیرمؤمنان علی(علیه السلام) را اعلام کنند(مائده/67) و حتی کسانی که در ترور پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقش داشتند(1) برای تبریک به سوی امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می شتابند و به وی به عنوان ولایت بر مسلمانان تبریک می گویند.
و به ظاهر بر: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» مهر تأیید می زنند؛ این گونه است که ماموریت و رسالت پیامبر(صلی الله علیه و آله) به پایان می رسد و روز « اکمال الدین و اتمام النعمه» (مائده/3) جشن گرفته می شود زیرا نظام ولایی اسلام دارای رهبری شده است تا خط ثابت حق تا قیامت ادامه داشته باشد و با پایان پیامبری و ختم نبوت، دین حق در قالب نظام امامت و ولایت، رهبری جامعه ایمانی و امت اسلام را به عهده گیرد.
در این روز بود که کافران و منافقان مایوس شدند (مائده/3) ولی دست از تلاش بر نداشتند تا که حقیقت در جامعه اسلامی واقعیت نیابد و سرنوشت امت در دستان اولیای الهی و امامان معصوم(علیهم السلام) قرارنگیرد.
بر این اساس پس از شکست در ترور رهبران اسلامی، آن هنگام که پیامبر رحلت نمودند، دنیا طلبانی که وسوسه رهبری حکومت آنها را فریفته بود برای عملی کردن نیات شوم خود در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند تا ولایت حکومت و حاکمیت را به ولایت محبت، محدود سازند و ولایت مطلقه را از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) سلب کنند.
و اقداماتی نیز به کار بسته شد تا به گزینه منصوص بودن جانشین (معارج- 1.2.3/ الغدیر،ج1،ص 239) و ارتباط واقعه غدیر با موضوع پیشوایی مسلمین توجه نشود.
ادامه دارد...
نفس تازه
----------------------------------------------------------
1 - این مطلب که برخی از صحابه قصد داشته اند رسول خدا (صلی الله
علیه و آله وسلم) را ترور کنند، از دیدگاه شیعه و سنی قطعی است ؛ چنانچه در قرآن
کریم آمده است:
یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ
قالُوا کَلِمَةَ الْکُفْرِ وَ کَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ
یَنالُوا وَ ما نَقَمُوا إِلاَّ أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ
فَضْلِهِ فَإِنْ یَتُوبُوا یَکُ خَیْراً لَهُمْ وَ إِنْ یَتَوَلَّوْا
یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذاباً أَلیماً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ
فِی الْأَرْضِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصیرٍ. التوبه / 74
منافقان به نام خدا سوگند یاد میکنند که چیز بدى
نگفتند (چنان نیست) آنان سخنان کفرآمیز بر زبان آوردند و بعد از اسلام آوردن، کافر
شدند و تصمیماتى اتخاذ کردند که موفق به انجام آنها نشدند (سوء قصد بجان رسول خدا)
آن ها به جاى آن که در برابر نعمت و ثروتى که به فضل و بخشش خدا و پیامبرش نصیب آنها
شده، سپاسگزار باشند، در مقام کینه و دشمنى بر آمدند، با اینحال اگر توبه کنند
براى آنها بسیار بهتر است و اگر نافرمانى کنند، خدا آنها را در دنیا و آخرت به
عذابى بس دردناک مجازات خواهد کرد و در روى زمین هیچ دوست و یاورى براى آنان
نخواهد بود.
بسیاری از مفسرین اهل سنت در تفسیر
«وَهَمُّوا
بِما لَمْ یَنالُوا» گفتهاند که مراد
کسانی هستند که قصد داشتند در بازگشت از جنگ تبوک رسول خدا صلی الله علیه وآله
وسلم را ترور نمایند ؛ چنانچه بیهقی در دلائل النبوة و سیوطی در الدر المنثور گفته
اند.
ماجرای عقبه
هنگامى که پیامبر(صلی الله علیه و آله) به همراه کاروان از تبوک به مدینه باز مىگشت در بین راه گروهى از اصحاب توطئه کردند که هنگام عبور حضرت از عقبه که راه باریکی بوده است شتر حضرت را رم دهند تا حضرت به دره سقوط کند و کشته شود. پیامبر (صلی الله علیه و آله) از این توطئه مطلع شد لذا به عمّار فرمود تا زمام شترش را بگیرد و "حذیفه" نیز آن را براند. در همان حال که مىرفتند صداى هجوم آن گروه را که صورت خود را پوشانده بودند از پشت سر شنیدند که ایشان را محاصره کرده بودند. پیامبر(صلی الله علیه و آله) خشمگین شد و به "حذیفه" دستور داد تا آنها را شناسایى کند، حذیفه با عصاى سر کجى که داشت به سر و صورت شترهاى منافقین حمله ور گردید؛ آنها ترسیدند لذا با شتاب گریختند و خود را در میان مردم انداختند.
حذیفه بازگشت و به رسول خدا ملحق شد، پیامبر فرمود: «اى حذیفه آیا کسى از آنها را شناختى؟ حذیفه گفت شتر فلانى و فلانى را شناختم و تاریکى شب زیاد بود و آنها روى خود را پوشانده بودند.»
پیامبر فرمود: «آیا دانستى که ماجراى آنها
چیست و چه مىخواهند»؟ عرض کرد نه یا رسول الله(صلی الله علیه و آله).
حضرت فرمود آنها تصمیم داشتند تا با من حرکت کنند و هر وقت به گردنه وارد شدم مرا از آن به پایین بیندازند و بکشند؛ حذیفه گفت آیا وقتى مردم رسیدند آنها را مجازات نمىفرمایى؟ پیامبر فرمود خوش ندارم که مردم هر جا نشستند بگویند محمّد (صلی الله علیه و آله) اصحاب خود را کشت، آنگاه رسول خدا آنان را یک یک نام برد.» (1)
بدین جهت حذیفه «صاحب سِرّ» رسول خدا بود و هر گاه شخصى مىمُرد عمر دنبال حذیفه مىفرستاد و اگر حذیفه بر او نماز مىخواند عمر هم نماز مىخواند و اگر حذیفه بر او نماز نمىخواند عمر هم نماز نمى خواند؛زیرا قرآن از نماز خواندن بر منافقین نهى فرموده است:
«ولا تصلِّ على اَحَد مِنهُم مات ابدا وَلا تَقم على قَبره.»(3)
در میان مورخان اهل سنت، ابن کثیر آورده است که
عمر از حذیفه درباره وجود خودش در میان آن منافقین پرسید و حذیفه پاسخ منفی داد.(2) فتامل
برخی از علمای اهل سنت همانند ابن حزم اندلسی که
از استوانههای علمی اهل سنت به شمار میرود در کتاب المحلی نام این افراد را آوره
است.
1 - الحلبی الشافعی، علی بن برهان الدین؛ السیرة الحلبیة، بیروت – لبنان، دارالمعرفة، 1400ـ ج 3، ص 120.
2 - ابن الاثیر، اسد الغابة فی معرفة الصحابه، بیروت – لبنان، دارالکتب العربی [انتشارات اسماعیلیه – تهران]، ج1، ص 391.
3 - سوره توبه، آیه 84.