قیام سرور زنان عالم، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
علیه جریان نفاق و ضد ولایت
قسمت سوم
بعد از نقشه هایی که در سقیفه کشیده شد و جو
خفقانی که در پی آن از سوی طراحان و
عمال غاصب انجام گرفت؛ در این میان هیچ کس جرأت مبارزه با جریان کفر و باطل و به
حمایت از ولایت علوی را نداشت؛ تنها چهار تن ازچهل نفر مهاجر و انصار که به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) قول مساعدت داده بودند به
یاری آمدند اما حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به سبب جایگاه اجتماعی و محبوبیتی که
در نزد توده های مردم داشت، ناچار می شود تا شیوه های دیگر مبارزاتی را در پیش
گیرند که از آن جمله مبارزه منفی و فعال با بهره گیری از ضجه و ناله است.
تضرع و انابه ای که
ایشان در گوشه گوشه شهر مدینه و حتی قبرستان شهدای جنگ احد راه می اندازند و شکایت
خویش را به خدا و پیامبرش می برند و در قبرستان بقیع بر سر مزار شهدا می نشینند و
حق خود و علی(علیه السلام) را می طلبند، موجب می شود که طراحان فتنه با مشکل عدم
مشروعیت و مقبولیت سیاسی مواجه شوند.
حضرت فاطمه(سلام الله
علیها) با اشکال و شیوه های گوناگون از قبیل عزاداری و گریه بر سر خاک شهیدان [بیت
الاحزان]، سخنرانی های آتشین در مسجد و بقیع و خانه های انصار و مهاجر،غاصبین را
رسوا ساخته بود که هر آن ممکن بود قیامی عظیم رخ دهد.
پس دشمنان به خانه اش
رفتند و در خانه اش را سوزانده و تن ایشان را کوفتند و در بر شکم کوبیدند تا محسن
را سقط کرد و آسیب جدی بر او وارد شد و با این حادثه به شهادت رسید.( 1)
آن حضرت(سلام الله علیها) با وصیت خود کاری کردند تا جریان کفر و نفاق
تا قیامت رسوا شود؛ زیرا اجازه ندادند کسی بر ایشان نماز گزارد و وصیت نمودند
ایشان را شبانه دفن کنند تا قبرش هرگز مشخص و معلوم نشود و مردم از خود بپرسند که
چه شده قبر پاره تن پیامبر(صلی الله علیه و آله) مخفی مانده است و کسی از آن آگاهی
ندارد؟
بی گمان شهادت و نهان شدن قبر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در
هجده سالگی، بزرگ ترین عامل رسوایی دشمنان و جریان کفر و نفاق است که نتوانست هرگز
حقانیت خود را اثبات کند و خود را به عنوان جریان اصیل اسلام به جهانیان معرفی
نماید.(2)
ادامه دارد...
نفس تازه

1-
این که عمر بن الخطاب به حضرت زهرا سلام الله علیها جسارت کرده است ، از قطعیات
تاریخ است . روایاتى که در رابطه با هجوم به خانه حضرت صدیقه طاهره در کتب اهل سنت
آمده به چند دسته مى شود تقسیم کرد:
1. تهدید به سوزاندن خانه:
ذکرالطبرى: باسناده عن زیاد بن کلیب قال: أتى عمر بن
الخطاب منزل علىّ وفیه طلحة والزبیر ورجال من المهاجرین فقال: واللّه لأحرقنّ
علیکم أو لتخرجنّ إلى البیعة»، فخرج علیه الزبیر مصلتاً بالسیف فعثر فسقط السیف من
بده فوثبوا علیه فأخذوه. تاریخ الطبرى: 2/443.
وابن أبی الحدید: عن سلمة بن عبد الرحمان
قال: فجاءعمر الیهم فقال: «والذى نفسى بیده لتخرجنّ إلى البیعة أو لأحرقنّ البیت
علیکم . شرح نهج البلاغه:
1/1642/45
2.
آوردن وسائل آتش سوزى و
بى توجهى خلیفه دوم بر اعتراض مردم:
وابن قتیبة: قال: ... وقال عمر: والذى نفس
عمر بیده لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فیها! فقیل له: یا أباحفص إنّ فیها فاطمة!!
فقال: وإن.
الامامة والسیاسة: 1/12، أعلام النساء لعمر
رضا کحالة: 4/114.
3
. آوردن وسائل آتش سوزی
ودرگیرى لفظى میان حضرت صدیقه و خلیفه دوم:
البلاذرى: باسناده عن سلیمان التیمى وعن ابن عون: إنّ
أبابکر أرسل إلى على(علیه السلام)یرید البیعة فلم یبایع، فجاء عمر ومعه فتیلة
فتلقّته فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: یابن الخطاب! أتراک محرقاً علیّ بابى؟ قال نعم: وذلک أقوى
فیما جاء به أبوک. انساب الاشراف: 1/586.
أبو الفداء: قال: ... فأقبل عمر بشیء من نار
على أن یضرم الدار، فلقیته فاطمة رضى اللّه عنها وقالت: إلى أین یابن الخطاب؟ أجئت
لتحرق دارنا؟ قال: نعم. تاریخ أبی الفداء:
1/164.
وابن عبد ربّه: الذین تخلّفوا عن بیعة أبی
بکر: علىّ والعباس، والزبیر، وسعد بن عبادة، فأمّا على والعباس والزبیر فقعدوا فى
بیت فاطمة حتّى بعث الیهم أبو بکر عمر بن الخطاب لیخرجوا من بیت فاطمة وقال له: إن
أبوا فقاتلهم. فأقبل عمر بقبس من نار على أن یضرم علیهم الدار فلقیته فاطمة فقالت:
یابن الخطاب! أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم. العقد الفرید:5/12،
طبعة مکتبة الریاض الحدیثة.
4
. حمله خلیفه دوم به حضرت
صدیقه طاهره
الشهرستانى: عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة علیها
السلام یوم البیعة حتّى ألقت الجنین من بطنها وکان عمر یصیح: إحرقوا دارها بمن
فیها، وماکان فى الدار غیر علىّ وفاطمة والحسن والحسین وزینب(علیهم السلام(.
الملل والنحل: 1/57. طبعة بیروت، دار المعرفة.
قال المسعودى: فهجموا علیه وأحرقوا بابه،
واستخرجواه منه کرهاً، وضغطوا سیّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً.
اثبات الوصیة:143.
قال ابن حجر العسقلانى: إنّ عمر رفس فاطمة
حتّى أسقطت بمحسن .لسان المیزان:1/268.
قال الصفدى: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم
البیعة حتّى ألقت المحسن من بطنها. الوافى بالوفیات:
5/347.
روایات فراوانی از طریق اهل سنت و شیعه نقل
شده است که غضب فاطمه ، غضب پیامبر و غضب پیامبر غضب خداوند است :
عن على رضى اللّه عنه قال: قال رسول اللّه
صلى اللّه علیه وآله وسلم لفاطمة: «إنّ اللّه یغضب لغضبک، ویرضى لرضاک . هذا
حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه .
المستدرک: 3/153،
مجمع الزوائد: 9/203، الآحاد والمثانی
للضحاک: 5/363، الذریة الطاهرة النبویة للدولابی: 119،
المعجم الکبیر للطبرانی: 1/108، 22/401، نظم درر السمطین للزرندی الحنفی: 178،
الکامل لعبداللّه بن عدی: 2/351، تاریخ مدینة دمشق : 3/156، أسد الغابة :5/522،
ذیل تاریخ بغداد: 2/140، 2/141 میزان الاعتدال :2/492، الإصابة: 8/265،266،
تهذیب التهذیب: 21/392، سبل الهدى والرشاد للصالحی الشامی: 11/ 44 .
عن المِسْوَر بن مَخْرَمَة أنّ رسول اللّه
صلى اللّه علیه وسلم قال: «فاطمة بَضْعَة منّى فمن أغضبها أغضبنی .
صحیح البخارى 4/210، (ص 710، ح 3714)، کتاب
فضائل الصحابة، ب 12 ـ باب مَنَاقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه
وسلم.
عن المسور بن مخرمة قال قال رسول اللّه صلى
اللّه علیه وسلم: «إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یُؤْذِینِی مَا آذَاهَا .
صحیح مسلم 7/141 ح 6202) کتاب فضائل الصحابة
رضى الله تعالى عنهم، ب 15 ـباب فَضَائِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِیِّ عَلَیْهَا
الصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ .
و از قطعیات تاریخ است که حضرت زهرا سلام
الله علیها تا آخر عمر از دست خلیفه و دار و دستهاش غضبناک بود و هر گز از آنها
راضی نشد .
محمد بن اسماعیل بخاری مینویسد :
فغضبت فاطمة بنت رسول اللّه صلى اللّه علیه
وسلم فهجرت ابا بکر فلم تزل مهاجرته حتى توفیت .صحیح البخارى: 4/42، ش 2862.
بنا بر نقل ابن قتیبه دینوری ، وقتی ابوبکر و
عمر به ملاقات حضرت زهرا آمدند ، حضرت زهرا به آنها گفت که آن دو را تا آخر عمر
پس از هر نمازش نفرین خواهد کرد .
واللّه لأدعونّ اللّه علیک فی کلّ صلاة
أصلّیها .الإمامة والسیاسة، تحقیق الشیری ج 1، ص 31.
2- بسم الله الرحمن الرحیم
هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول الله
اوصت و هی تشهد أن لا إله إلا الله و أن
محمد(صلی الله علیه و آله) عبده و رسوله و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة
آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور یا علی! انا فاطمة بنت محمد زوجنی
الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة انت أولی بی من غیری حنطنی و غسلنی و کفنی
باللیل و صل علی و ادفنی باللیل و لا تعلم احدا و استودعک الله و اقرء علی ولدی
السلام الی یوم القیامة . بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۱۴